حسنعلى خان افشار
110
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
اظهار بنده اين است كه جناب شيخ با ما التفاتى دارند و جزئى خويشى با شيخ داريم . امشب را شما به بنده منزل تشريف بياوريد ، جناب شيخ هم تشريف دارند . » فدوى قبول نمود ، وعده داد . بعد از رفتن سيد معروض آدم پيش سهام الدوله فرستاد كه سيد اشرف امشب بنده را به خواهش جناب شيخ محمد طاهر مهمان طلب نموده و شيخ هم تشريف دارند . جناب شيخ فرمايش خلوتى با بنده دارند و بنده هم وعده دادهام . اگر شما هم مرخص مىكنيد ، بروم . سهام الدوله خيلى راضى شده و اذن داده بودند . تا شب آمد بعد از نماز شب سوار شده ، با آقا محمد جواد عمال كه فدوى در خانه آن منزل داشتم و معروض اليه هم از جمله مخلصان سهام الدوله است و خودش آدم درست و معروف و خدمتگزار است ، عازم خانه سيد شده ، بعد از رسيدن ديده كه جناب شيخ تشريف نياوردهاند . آن سيد ، از قرارى كه مىگفتند ، اصلش هندى است . سى و پنج سال است از هند آمده ، رفته طرف آذربايجان ، آن صفحات را گردش نموده ، بعد به كربلاى معلى مشرف شده ، از آنجا مراجعت به كرمانشاهان نموده ، از آنجا به شهر دزفول رسيده ، نصيب همين شده در آنجا توطن اختيار نموده و زنى از اقوام جناب شيخ گرفته ، بناى كاسبى گذاشته ، بهقدر سه چهار هزار تومان دولت دارد . خانه خوبى نداشت . اوطاق كوچك سفيد داشت . در طاقچهها « 1 » كتاب زياد بود و در رف ، قدرى چينى گذاشته بودند . فرش خوب هم نداشت . [ 26 ر ] يك ساعت از شب گذشته ، جناب شيخ از نماز جماعت از مسجد تشريف آوردند « 2 » . بعد از اظهار التفات جناب شيخ و ظهور اخلاص فدوى تقريب صحبت به خرابى ولايت كشيد . جناب شيخ فرمود كه ولايت زياد خراب شده ، حالا سه سال است . يك سال پيش از ايام فترت كه ايام حكومت والى ( 73 ) و بعد در ايام فترت اعراب ، ايلات بختيارى ، فيلى ، زياد خسارت به مردم زدهاند . با وجود اين دو ساله ماليات نمىتوانند بدهند . هر چندى كه من خودم اكثر اوقات اين معنى گفتهام به مردم و اجازه شرعى هم مىدهم كه اگر شاهنشاه عالم پناه همهء مال رعيت را بخواهد ، حلال پادشاهى است . حال لله الحمد
--> ( 1 ) . در اصل : طاقچها . ( 2 ) . در اصل : آوردهاند .